محمد تقي جعفري
118
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نتيجهء دوم - جوشيدن احساس بسيار شريف درون نگرى و قطع نظر از علائق عاريتى است كه چند روزى از طرف قراردادها و اعتبارات و لذائذ محدود و نسبى و تخيلات به موجوديت آدمى مىچسبد و پس از آنكه سرمايههاى بسيار عظيم مغز و روان و روح آدمى را مستهلك ساخت ، راه فنا را پيش مىگيرد و بدون اين كه به پشت سرش بنگرد كه از يك موجود بسيار عالى بنام انسانى چه تفاله اى را بر جاى گذاشت ، ناپديد مىگردد . آدمى در حالى كه احرام را مىبندد ، به خوبى به ياد تنها به اين دنيا آمدن و تنها از اين دنيا رفتن را متذكر مىشود و در آن موقع است كه انسان تا حدودى به طعم تصنعى بودن فلسفه هايى پى مىبرد كه مىگويد : « فرد مطلقا ساخته شدهء اجتماع است » ما بدون اين كه دخالت و تأثير اجتماع و اصالت آن را در بعد اجتماعى فرد مورد ترديد قرار بدهيم ، بر اصالت هويت فرد نيز تأكيد مىكنيم و مىگوئيم : آنان كه در اصالت مطلق اجتماع راه افراط مىپيمايند ، بايد متوجه شوند كه به اضافهء صدها حالات حقيقى كه انسان اصالت هويت فردى خود را در آنها در مىيابد ، مانند لذائذ و آلام ، هر انسانى تنها وارد اين دنيا مىشود و تنها از اين دنيا بيرون مىرود و تاكنون هم مشاهده نشده است كه حتى يكى از مردم اجتماع برود به بيمارستان و به بيمارى بگويد كه يك دقيقه دردت را به من بده تا من كه يك جزئى از اجتماع هستم كه ترا ساختهام ، درد ترا بكشم خلاصه ، لباس احرام كار بسيار شگفتانگيزى مىنمايد كه در عين حال كه انسان را به روى جويبار خويشتن خم مىكند كه لحظاتى با خويشتن خلوت كند و معناى * ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) * ( 1 ) ( تحقيقا نماز و عبادت من و زندگى و مرگ من از آن خدا پرورندهء عالميان است . ) را واقعا دريابد ، در همين حال همين لباس احرام روح جمعى را در انسانها بيدار
--> ( 1 ) . الانعام آيهء 162 .